مرتضى مطهرى
249
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
سازگار نيست و لهذا خود ماركس هم اصلًا دنبال اينها نرفته . از نظر ماركس كشف قوانين ديالكتيكى طبقاتى عيناً مانند كشف اجزاء طبيعت و مانند كشف قانون جاذبه است . كشف قانون جاذبه يعنى چه ؟ يعنى ما چيزى را كشف كردهايم كه بايد صد درصد تابع آن باشيم و هيچ نمىتوانيم آن را تغيير بدهيم ، چون واقعيتى است كه وجود دارد . تغيير دادن ما در اين حد است كه خودمان را از مسيرش خارج كنيم نه بيشتر . وقتى قانون جاذبه هست پس اگر من روى اين پشت بام پايم را كج بكنم به حكم قانون جاذبه به زمين مىافتم ، سرم مىشكند ، پايم مىشكند ، پس اين كار را نمىكنم . اما ديگر در خود اين طبيعت من نمىتوانم كوچكترين تغييرى بدهم و او كار خودش را بهطور طبيعى و خودكار انجام مىدهد . همينطور كه از نظر زيست شناسى ، طبيعت ، تكامل خودش را ناآگاهانه و بهطور خودكار انجام داده است تكامل تاريخى و اجتماعى هم به طور خودكار صورت مىگيرد « 1 » . لازمهء حرف ماركس اين است . مثلًا اگر گفتيم انسان نيز حلقهاى است كه بعد از او حلقهء ديگر خواهد آمد ، اين خود به خود صورت خواهد گرفت ، چه ما بخواهيم و چه نخواهيم . او چنين حرفى زده ؛ عبارتهايش را - كه اين كتاب نقل كرده است - خواهيم خواند . قهراً از نظر ماركس « روشنفكر » يعنى گروه وابسته به طبقهء كارگر ، نه طبقهء جوان در مقابل طبقهء كهنسال ( يعنى مفهوم نسلى ندارد ) و نه طبقهء تحصيل كرده در مقابل طبقهء بىسواد ( مفهوم فرهنگى هم ندارد ) ؛ صرفاً مفهوم طبقاتى دارد و بس « 2 » . ممكن است يك پير بىسواد چون در طبقهء پرولتاريا قرار گرفته است روشنفكر باشد و يك جوان تحصيل كرده چون وضع طبقاتىاش جور ديگرى اقتضا مىكند ، وجدان و آگاهى او خواه ناخواه كاذب باشد . كذب اين حرف ماركس از يك طرف در جامعهء سرمايه دارى روشن شد يعنى سرمايه دارها عملًا كذبش را ثابت كردند [ و از طرف ديگر در جامعهء كمونيستى ، يعنى ] خود كمونيستها هم عملًا كذبش را ثابت كردند . منتها كمونيستها به روى خودشان نياوردند ولى آنها به روى خودشان آوردند « 3 » . اينكه عرض كرديم كه طبقهء سرمايهدار كذب اين حرف را ثابت كرد از اين جهت است كه آنها عملًا نشان دادند كه پيش بينىهاى ماركس غلط از آب در آمد . مثلًا او ماشين وار فكر مىكرد كه
--> ( 1 ) از نظر ماركس عمل تكامل اجتماعى نظير عمل تكامل زيستى است ، يعنى جبرى است . ( پس تكليف « فلسفه ، تغيير جهان است نه تفسير جهان » چه مىشود ؟ ! ) ( 2 ) اين مطلب را در كتاب جامعه و تاريخ هم طرح كردهايم . ( 3 ) هم دنياى سرمايه دارى و هم دنياى كمونيستى اين نظريهء ماركس را باطل شناختند . تأسيس حزب و تعليم و تربيت حزبى وسيلهء لنين به نوعى تكذيب نظريهء ماركس بود .